Thursday, February 15, 2018

دکلمه‌ی شعر زیبا و معروف فروغ فرخزاد
توسط یک دختر خردسال با تبحر و تسلط شگفت‌انگیز...
چقدر تلاش می‌کند لحن فروغ را عیناً ادا کند!
ریاکاران با رویش ناگزیر جوانه چه خواهند کرد!؟
کانال رنج کارگران جوین شید

Tuesday, February 13, 2018

هشدار سندیکای چای درباره عواقب تصمیمات اخیر دولت بر تولید چای

ایران – کارگری

هشدار سندیکای چای درباره عواقب تصمیمات اخیر دولت بر تولید چای

 منتظر نتایج منفی تصمیمات اخیر دولت بر تولید چای باشید

سندیکای کارخانجات چای شمال نسبت به نتایج منفی برگزاری مزایده فروش چای‌های تاریخ مصرف گذشته ( سنواتی) بر بازار این محصول طی نامه ای به وزیر مربوطه (جهاد کشاورزی )هشدار داد.
این سندیکا پیش از این نیز در نامه‌ای به معاون اول رییس جمهور در تاریخ ۹۶.۱۰.۲۶ نسبت به فروش بیش از ۲۷۰۰۰ تن چای سنواتی اعتراض کرده بود.
جناب وزیر، در هفتم همین ماه در دفتر حضرتعالی تلاش شد که شیوه ای اتخاذ گردد تا مشکل فروش تولید امسال حل گردد که متاسفانه با درخواست قیمت ۲۵۰۰ تومان روبرو گشتیم، متعاقب آن ۹۶.۱۱.۱۲ در جلسه سازمان چای کشور و در حضور جناب آقای مهندس طهماسبی اطمینان کامل دادند که به هیچ وجه عنوان فروش چای سنواتی مطرح نیست و برای ادامه مذاکره با تجار ما را تشویق نمودند، که در همان لحظه تجار درخواست خرید کل چای را به مبلغ حداکثر ۱۸۰۰ تا ۲۰۰۰ تومان دادند.
آیا می دانید برای هر کیلو چای خشک استحصالی در سال ۹۶ مبلغ ۵۰۰۰ تومان از بیت المال هزینه شده است؟ آیا غیر از این است که دست اندرکاران نابودی چای کشور از آگهی مزایده سازمان تعاون روستایی مطلع بوده اند؟ …..
دولتی که  سالانه ۱۵۰ میلیارد تومان کمک هزینه بلاعوض می کند ولی از طرف دیگر ۵۰ هزار تن چـای کهنه را چماق کرده بر سر ۶۰ هزار خانوار چـایکار و هزاران نفر ذینفع می زند و همزمان به عنوان پاداش و جایزه به واردکنندگان چـای خارجی معافیت از مالیات ارزش افزوده را مصوب می نماید مصداق فرموده حضرت علی ابن ابی طالب نیست؟ وقتی واردات قاچاق مطرح می شود می گوید ناچیز ( ناچیز یعنی ۴۲۰۰۰ تن) و یا غیر قابل جلوگیری و کنترل است، آیا قادر به جلوگیری از معافیت از مالیات ارزش افزوده چـای خارجی هم نیستید؟ آیا دولت فقط قادر به تقویت تجار واردکننده  و نابودی تولید داخلی است؟ اگر چنین است دیگر عرضی نداریم.
همانطور که از خلال سطور نامه دردناک سندیکای چایکاران ملاحظه می‌شود، دولت و کل حاکمیت جمهوری اسلامی مأموریتی جز نابودی تمام و کمال منابع ثروت و انواع تولید مناطق مختلف کشور نداشته و ندارند. عموم کارخانجات مهم کشور درست مثل خود دولت به نقطه ورشکستگی و تعطیلی رسیده‌اند. تولیدات کشاورزی، صنایع دستی و . . .  بشدت کاهش یافته یا روبه تعطیلی هستند. علاوه با کارخانجات مختلف، صنعت فرش کشور نیز روبه افول و نابودی است و حالا کشت چای هم درحال ورود به مراحل بحرانی است. اینها همه نتایج کلان سیاست‌های اقتصادی فاجعه بار دولت ناکارآمدی است که نه می خواهد و نه می‌تواند گرهی از مشکلات عظیم اقتصادی کشور باز کند. تنها راه و تنها راه تغییر ساختار بنیادین حاکمیت سیاسی کشور است.

ترانه شیاد از فریدون فروغی شاعر : فرهنگ قاسمی آهنگ ساز : فریدون فروغی رنج و عذاب از من شنگی و شاب از تو خون جگر از من موی خضاب از تو آی شیاد میخوای بمونی تو اما صبر که بره می دهم جزای تو کار و تلاش از من راحت و خواب از تو کاسه خون از من تنگ گلاب از تو آی شیاد میخوای بمونی تو اما صبر که بره می دهم جزای تو سوز و گداز از من عمر دراز از تو لطف و صفا از من رنگ و ریا از تو آی شیاد میخوای بمونی تو اما صبر که بره می دهم جزای تو

ترانه شیاد از فریدون فروغی
شاعر : فرهنگ قاسمی
آهنگ ساز : فریدون فروغی
رنج و عذاب از من
شنگی و شاب از تو
خون جگر از من
موی خضاب از تو
آی شیاد میخوای بمونی تو
اما صبر که بره می دهم جزای تو
کار و تلاش از من
راحت و خواب از تو
کاسه خون از من
تنگ گلاب از تو
آی شیاد میخوای بمونی تو
اما صبر که بره می دهم جزای تو
سوز و گداز از من
عمر دراز از تو
لطف و صفا از من
رنگ و ریا از تو
آی شیاد میخوای بمونی تو
اما صبر که بره می دهم جزای تو

Saturday, February 10, 2018

ترانه مصور خاطره‌انگیز شیرازی با اجرای کورس سرهنگ زاده ؛ به یاد قدیمای ش...

ران ـ گوناگون – ترانه

ترانه خاطره‌انگیز «شیرازی» با صدای بی بدیل کورس سرهنگ‌زاده+تصاویر شیراز قدیم

کورس سرهنگ‌زاده (متولد ۱۳۱۶ در پاریز از توابع سیرجان) . . .  وی به مدت ۱۳ سال با حبیب الله بدیعی همکاری کرد و اشعاری از برخی از ترانه‌سرایان آن دوران مانند معینی کرمانشاهی، تورج نگهبان و ایرج نیری را اجرا کرد. علاوه بر بدیعی، سرهنگ زاده آهنگ‌هایی از مجید وفادار و منوچهر لشگری را هم اجرا کرده‌است. یادش همیشه بخیر
آهنگ : شيرازي
خواننده : كورس سرهنگ زاده
آلبوم : آسمون
متن ترانه:
دلم امروز به آرومي خود خو كرده واي جونم واي دلبر
ياد چشمون سياهش منو جادو كرده واي جونم واي دلبر
دلم پي اش پر مي زنه
به هر دري در مي زنه
به هر خونه سر مي زنه دلم دلم دلم
هنوز از دست غمش ديده ما گريون واي جونم واي عمرم
بعد عمري هنوزم مرغ دلم نالونه واي جونم واي عمرم
ميرم مي گردم سربه سر، دشت و دمن كوه و كمر
ميرم مي گيرم از او خبر ميرم ميرم
خدا مهربونه
يار عاشقونه
دل ما جوونه
واي واي واي
خودش خوب مي دونه
چه بر جون عاشق جدايي گرونه
واي واي واي
به خدا مثل دلم شكل دلم پيدا نميشه هيچ دلي
مثل اين دل كه شده شيداي تو شيدا نميشه هيچ دلي
ابرو كموني خوشگله نامهربوني خوشگله

Thursday, February 8, 2018

#مستند پدیده ای به نام جمهوری ا سلامی! #پارت 5 در این کلیپ کوتاه بامستنداتی تکان دهنده از کارکردهای جمهوری اسلامی خارج از ایران مواجه خواهید شد

#مستند پدیده ای به نام جمهوری ا سلامی!
#پارت 5

در این کلیپ کوتاه بامستنداتی تکان دهنده از کارکردهای جمهوری اسلامی خارج از ایران مواجه خواهید شد

ترانه مصور به‌یاد ماندنی «آی شیاد» با صدای جاودانه فریدون فروغی

ترانه شیاد از فریدون فروغی
شاعر : فرهنگ قاسمی
آهنگ ساز : فریدون فروغی
رنج و عذاب از من
شنگی و شاب از تو
خون جگر از من
موی خضاب از تو
آی شیاد میخوای بمونی تو
اما صبر که بره می دهم جزای تو
کار و تلاش از من
راحت و خواب از تو
کاسه خون از من
تنگ گلاب از تو
آی شیاد میخوای بمونی تو
اما صبر که بره می دهم جزای تو
سوز و گداز از من
عمر دراز از تو
لطف و صفا از من
رنگ و ریا از تو
آی شیاد میخوای بمونی تو
اما صبر که بره می دهم جزای تو

انجمن نجات ايران : انتصاب یکی از دژخیمان اطلاعات آخوندی به نام مصطفی ...

انجمن نجات ايران : انتصاب یکی از دژخیمان اطلاعات آخوندی به نام مصطفی ...:                                                       سفارت رژیم در آلبانی  انتصاب یکی از دژخیمان اطلاعات آخوندی به نام مصطفی رودک...

انتصاب یکی از دژخیمان اطلاعات آخوندی به نام مصطفی رودکی به‌عنوان دبیر اول سفارت رژیم در آلبانی برای توطئه علیه مجاهدین

  سفارت رژیم در آلبانی 

انتصاب یکی از دژخیمان اطلاعات آخوندی به نام مصطفی رودکی به‌عنوان دبیر اول سفارت رژیم در آلبانی برای توطئه علیه مجاهدین


به دنبال تلاشهای رژیم آخوندی علیه سازمان مجاهدین خلق ایران در آلبانی و اعزام مأموران اطلاعات و نیروی قدس و بریده مزدوران به این کشور، وزارت اطلاعات مصطفی رودکی، یکی از مهره‌های سابقه‌دار خود را روانه آلبانی کرده و به‌عنوان دبیر اول در سفارت رژیم در این کشور منصوب کرده است.
مصطفی رودکی که در اوایل دهه ۹۰ مسئول ایستگاه اطلاعات در سفارت رژیم در اتریش بود در شهریور ۱۳۹۳ به ایران بازگشت و در مقر مرکزی وزارت اطلاعات به کار مشغول شد. وی در اتریش تحت پوش کارشناس سیاسی در طبقه سوم سفارت مستقر بود. در اواخر مأموریتش در وین به سمت مسئول ایستگاههای اطلاعاتی در همه کشورهای اروپایی ارتقا پیدا کرد. مصطفی رودکی از همان زمانی که در اتریش بود، روی پرونده مجاهدین کار می‌کرد و با برخی از بریده مزدوران در ارتباط بود و در همین رابطه به فرانسه نیز رفت و آمد می‌کرد.
رودکی با پرداخت پول، بریده مزدوران را به‌کار می‌گیرد تا توطئه‌های اطلاعات آخوندی علیه مجاهدین را به اجرا در بیاورد. سایر مزدوران پیشانی سیاه از قبیل مسعود خدابنده، عیسی آزاده و قربانعلی حسین نژاد برای پشتیبانی از فعالیتهای مصطفی رودکی در ارتباط با وی قرار گرفته‌اند.
وزارت اطلاعات در هماهنگی با وزارت‌خارجه رژیم برای تسهیل کار رودکی، دو شعبه وزارت اطلاعات به اسامی کانون  هابیلیان و مؤسسه دیده‌بان را تحت عناوین فرهنگی و مطبوعاتی در آلبانی فعال کرده است.
شایان یادآوری است که در سال ۹۵ در جریان انتقال مجاهدین به آلبانی، غلامحسین محمدنیا، یکی دیگر از مهره‌های سابقه‌دار اطلاعات آخوندها، به سفارت رژیم در آلبانی گماشته شد. آخوند احمد حسینی الست، رایزن فرهنگی سفارت رژیم در آلبانی نیز دست‌اندرکار توطئه‌های رژیم در آلبانی و دیگر کشورهای بالکان است. وی نماینده سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی وابسته به دفتر خامنه‌ای است.
شورای ملی مقاومت
کمیسیون امنیت و ضدتروریسم
۱۶بهمن ۹۶ (۵فوریه ۲۰۱۸) 


Sunday, February 4, 2018

کارگران و دیگر قشرهای محروم به اعتراض و اعتصاب ادامه می‌دهند

Add caption
  روزهای جمعه و شنبه ۱۳و ۱۴بهمن حرکتهای اعتراضی جوانان و کارگران و دیگر اقشار محروم ادامه یافت.
در روز شنبه ۱۴بهمن:
  1. بازاریان قزوین در اعتراض به اخاذیهای مالیاتی و اعمال فشارهای رژیم به‌طور سراسری دست به اعتصاب زدند.
  2. جمعی از کارگران پتروشیمی تندگویان در بندر ماهشهر؛ در اعتراض به عدم پرداخت بخشی از مطالباتشان مقابل فرمانداری تجمع کردند. در روزهای پیش از این کارگران در محل کار خود اعتصاب غذا کرده بودند.
  3. کارکنان پیمانکاری شرکت ملی حفاری ایران بار دیگر تجمع کردند. آنها نسبت به وضعیت حقوق و تبعیض حقوقی بین آنها و کارکنان رسمی اعتراض دارند.
  4. جمعی از چغندرکاران مغان در اعتراض به پرداخت نشدن مطالباتشان در دفتر مدیریت مالی و اداری شرکت کشت و صنعت مغان تجمع کردند. 
  5. در آبادان کارگران شهرداری برای دومین روز پیاپی در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق عقب‌افتاده ماههای قبل خود  تجمع کردند.
  6.  خانواده بیماران ام پی اس در اعتراض به نایابی و گرانی داروهای این بیماری در مقابل وزارت بهداشت رژیم در تهران تجمع کردند.
  7. جوانان بیکار عقدا در اردکان (استان یزد) در مقابل مجتمع گندله سازی تجمع کردند.
  8. شماری از مهندسان فارغ‌‌التحصیل در اعتراض  به بی‌‌ارزش شدن مدرک تحصیلی خود مقابل وزارت علوم در تهران تجمع کردند. آنها از استانهای مختلف مانند ایلام؛ اردبیل؛ همدان؛ البرز؛ مازندران و مرکزی به تهران آمده‌‌اند.
  9. کارگران عضو سهامی مسکن شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به تأخیر پنج ساله در تحویل دادن خانه‌هایشان دست به اعتراض زدند.
  10. جمعی از مردم در اعتراض به قطع درختان تفرجگاه گردشگری مرغک در شهر رونیز در شهرستان استهباناستان فارس تجمع کردند.
  11. در تهران جمعی از غارت‌شدگان برای دستیابی به حقوق خود دست به اعتراض زدند.

بخشی از اعتراضات جمعه ۱۳ بهمن نیز به شرح زیر است:
  1. در تهران مردم در پل کالج و ولیعصر تجمع کرده و شعار «خامنه‌ای مرگ به نیرنگ تو؛ خون جوانان ما؛ می‌چکد از چنگ تو» سر دادند. جوانان به‌‌دنبال حمله مزدوران به سمت آنها کوکتل مولوتف پرتاب کردند.
  1. مردم زلزله‌‌زده کوهبنان در استان کرمان در اعتراض به وعده‌های فریبکارانه روحانی در رسیدگی به مناطقزلزله‌‌زده در فرمانداری را شکسته و وارد فرمانداری شدند بر روی دستنوشته‌های مردم  زلزله‌زده کوهبنان نوشته شده بود: «کوهبنان دروغ نمی‌خواهد عمل می‌خواهد» و «با ۳۵میلیون (حدود۷۵۰۰دلار) می‌توان خانه ساخت؟» این واقعه در حالی رخ داد که رحمانی فضلی، وزیر کشور روحانی، در جلسه شورای اداری در فرمانداری کوهبنان بود. رحمانی فضلی  از ترس بلافاصله محل را ترک کرد. مردم محروم این منطقه به‌رغم سرمای شدید کویری، از کمبود امکانات اولیه زندگی به‌‌شدت در مضیقه هستند.
  2. کارکنان راه‌آهن در ورامین در اعتراض به پرداخت نشدن چهار ماه حقوق خود با نشستن روی ریل راه‌آهن؛ راه عبور قطار را مسدود کرده و مانع حرکت آن شدند.
  3. در ارومیه ۵۰۰تن از افرادی که زمین‌هایشان توسط بسیج غصب شده در فلکه بسیج تجمع و خواستار تعیین تکلیف زمین‌هایشان شدند. آخوندهای چپاولگر ۱۶سال است از پاسخگویی به این محرومان طفره می‌روند.
دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران
۱۵بهمن ۱۳۹۶(۴فوریه ۲۰۱۸)

Friday, February 2, 2018

حمید اسدیان: شمه ای از خروار- درباره خوکچه ای که به جهنم سلام گفت!

Add caption
خائنان، مطرودان،
درهم شکسته و،
حقیر.
با تاول زخم نهفته یهودا در روح،
و غربیلهای برای آن کس که دشنة خونچکان را 
با آستین سفیدش پاک میکند،
گونه های سرخ از غازه بی شرمی را میآرایند.
ورودی:
در ایام صباوت، یعنی زمانی که تازه سر از تخم در آورده و در فضای روشنفکری دهه ۱۳۴۰ نفس می کشیدم، برای اولین بار رمان کوتاه کافکا به نام «مسخ» را خواندم. تا مدتها گیج و مبهوت بودم که چرا و چگونه می شود یک آدم تبدیل به عنکبوت یا سوسک شود. این «بهت» تنها ناشی از قدرت شگفت انگیز کافکا در نوشتن نبود. خود مقوله «مسخ» برایم تازه و بدیع بود. از آن پس هم، که یادم نیست چند بار بوده است، هر بار که این رمان کوچک را خوانده ام برایم تفکر برانگیز بوده و با انبوهی سؤال مواجه شده ام.
در ادامه، نمایشنامه ای از «اوژن یونسکو»، نمایشنامه نویس رومانی الاصل که از بزرگان تئاتر پوچی است، خواندم به نام «کرگدن». نمایشامه عجیبی است. این بار نه یک نفر که اهالی شهری یک به یک تبدیل به کرگدن می شوند. پوستها سخت می شود و شاخی بر پیشانی ها می روید. برخورد افراد متفاوت است. کرگدن شدگان در ابتدا سعی در پوشاندن مسخ خود دارند. بعد به مسخ شدن خود عادت می کنند؛ و برخی از تسلیم شدگان به کرگدن، خود براثر مرور زمان، کشف می کنند که کرگدن موجود آن چنان نفرت انگیزی هم نیست! و عده ای هم از زیبایی های کرگدن می گویند! کار به جایی کشیده می شود که تمام اهالی تبدیل به کرگدن شده اند الَا یک نفر. یک نفر به نام برنژه که اتفاقا جلنبرترین فرد شهر هم هست و در شادخواری گوی سبقت از همگان ربوده اما تسلیم نمی شود و انسان می ماند.
آغاز شناخت دیگری از مسخ شدگان:
بعدها در زندان شاه با معنا و انواع دیگری از مسخ شدگی انسان مواجه شدم. تا قبل از زندان این مقوله برایم بیشتر یک مقوله فلسفی بود. ولی در زندان موجوداتی را یافتم که مسخ شده کامل بودند و نوع جدیدی از «تبدیل انسان به حیوان» را نمایندگی می کردند. برادر مسعود در یکی از آموزش هایش به ما سفارش کرد تا کتاب جهانی از خود بیگانه را بخوانیم. کتاب را شادروان دکتر حمید عنایت نوشته بود. استادی فاضل و آگاه که گویا در دانشکده حقوق استاد خود برادر مسعود بوده است. بعد از خواندن کتاب برادر مسعود در ادامه آموزشش آیه «لاتکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم…» (سوره حشر آیه ۵۹) را برایمان تفسیر کرد و به عنوان مثال از مسخ نوع خاصی از انسانها صحبت کرد و آیه «کونو قرده الخاسئین…»(سوره بقره آیه ۶۵) را شرح داد؛ و من، همچنان غرق در هفت توی معنای آیات قرآنی، تازه تازه می فهمیدم که «قضیه» بسیار عمیق تر از یک درک و دریافت فلسفی و روشنفکری است. «نی» مولوی که از اصل خود بریده شده بود را که خوانده ایم. تمام داستان انسان در یگانه شدن با خود و جهان بی انتهای بیرون از خود است. داستان وصل و قطع انسان از ذات انسانی خود است و بعد مسخ شدنی که انواع دارد و شدت و ضعف. براین اساس بعد از تفسیر برادر مسعود بوزینگانی که بر منبرها ورجه ورجه می کنند برای من هیچگاه نه تنها جاذبه نداشتند که اتفاقا آنها را زیانکاران بزرگ می دیدم. (به این موضوع در جای دیگر همین نوشته دوباره خواهم پرداخت)
بررسی فلسفی یا جامعه شناسانه و یا روانشناسانه مقوله از خودبیگانگی و یا مسخ انسان به طور کلی موضوع سخن ما نیست. بلکه در این نوشتار روی مسخ شدگانی متمرکز هستم که به قول میلان کوندرا «از صف خارج می شوند و به سوی نامعلوم می روند»(تعریف کوندرا از خیانت). من اضافه می کنم کسانی که از صف خارج می شوند و در صف نوبت اجازه از یهودای اسخریوطی به جهنم سلام می کنند. این جماعت علی الحساب تا ویزای ورود از یهودا برایشان صادر شود کارشان کاسه لیسی زبونانه برای سبقت از همگنان خود برای لجن مال کردن ارزشهای انسانی و انقلابی است. همین جا اضافه کنم که جانوران نوع اخیر با مسخ شدگان نوع کافکا و یونسکویی بسیار متفاوت هستند. «گرگور سامسا» مسخ شده در رمان کافکا یک قربانی قابل ترحم است؛ و خودش در فلاکت خودش نقش ندارد. از این نظر ترحم ما را برمی انگیزد و خشم مان، به عنوان خواننده، متوجه شرایط و مناسبات اجتماعی می شود. مناسباتی که یک انسان را له می کند و از «جانشین خدا بر روی زمین» یک عنکبوت منزوی با امحا و احشایی بیرون زده می سازد…درحالی که خائنان نفرت انگیز هستند و حرفها و نوشته هایشان تهوع آور است.
در نخستین مرحله از شناخت خائنhttp://bit.ly/2DSizmw

مثنوی زیبایی از شاعر خوب بیداد خراسانی (1) گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است اما چه سود حاصل گل های پر پر است


مثنوی زیبایی از شاعر خوب
بیداد خراسانی (1)


گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است
اما چه سود حاصل گل های پر پر است
شرم از نگاه بلبل بی دل نمی کنید
کز هجر گل نوای فغانش به حنجر است
از آن زمان که ، آینه گردان شب شدید
آیینه دل ، از دم دوران مکدر است
فردایتان چکیده ی امروز زندگی است
امروزتان طلیعه ی فردای محشر است
وقتی که تیغ کینه ، سر عشق را برید
وقتی حدیث درد برایم مکرر است
وقتی زچنگ شوم زمان ، مرگ می چکد
وقتی دل سیاه زمین ، جای گوهر است
وقتی بهار ، وصله ناجور فصل هاست
وقتی تبر ، مدافع حق صنوبر است
وقتی به دادگاه عدالت طناب دار
بر صدر می نشیند و قاضی و داور است
وقتی طراوت چمن از اشک ابرهاست
وقتی که نقش خون ، به دل ما مصور است
وقتی که نوح ، کشتی خود را به خون نشاند
وقتی که مار معجزه ی یک پیمبر است
وقتی که برخلاف تمام فسانه ها
امروز شعله ، مسلخ سرخ سمندر است
از من مخواه شعر تر، ای بی خبر ز درد
شعری که خون از آن نچکد ننگ دفتر است
ما با زبان سرخ و سر سبز آمدیم
تیغ زبان ، برنده تر از تیغ خنجر است
این تخته پاره ها که به آن چنگ می زنید
ته مانده های زورق بر خون شناور است

...

ادامه مثنوی از بیداد خراسانی (2)
...

حرص جهان نزن که در عهد بی ثبات
روز نخست موقع مرگت مقرر است
هرگزحدیث درد تو پایان نمی رسد
گرچه خطابه غزلم ، رو به آخر است
اما هوای شور رجز ، در قلم گرفت
سردار مثنوی به کف خود ، علم گرفت
در عرصه ستیز ، رجز خوان حق شدم
بر فرق شام تیره ، عمود فلق شدم
مغموم و دل شکسته و رنجور و خسته ام
در ژرفنای درد عمیقی نشسته ام
پاییز بی کسی ، نفسم را گرفته است
بغضی، گلوگه جرسم را گرفته است
دیگر بس است هرچه دوپهلو سورده ام
من ریزه خوار سفره ناکس نبوده ام
من وام دار حکمت اسرارم ای عزیز
من در طریق حیدر کرارم ای عزیز
من از دیار بیهقم از نسل سر بدار
شمشیر آبدیده میدان کارزار
ای بیستون فاجعه ، فرهاد میشوم
قبضه به دست ، تیشه فریاد میشوم
تا برزنم به کوه سکوت و فغان کنم
رازی هزار از پس پرده عیان کنم
دادی چنان کشم که جهان را خبر شود
گوش فلک ز ناله بیداد ، کر شود
در شهر هرچه می نگرم غیر درد نیست
حتی به شاخ خشک دلم ، برگ زرد نیست
اینجا نفس به حنجره انکار میشود
با صد زبان به کفر من اقرار میشود
با هر اذان صبح به گلدسته های شهر
هر روز دیو فاجعه بیدار میشود
اینجا زخوف خشم خدا در دل زمین
دیوار خانه روی تو آوار میشود
با ازدحام این همه شمشیر تشنه لب
هر روز ، روز واقعه تکرار میشود
...

ادامه مثنوی بیداد خراسانی (3)
...
اینجا نفس ، به حنجره انکار میشود
با صد زبان به کفر من اقرار میشود
با هر اذان صبح به گلدسته های شهر
هر روز دیو فاجعه بیدار میشود
اینجا زخوف خشم خدا در دل زمین
دیوار خانه روی تو آوار میشود
با ازدحام این همه شمشیر تشنه لب
هر روز روز واقعه تکرار میشود
آخر چگونه زار نگریم برای عشق
وقتی نبود آنچه که دیدم سزای عشق
دیدم در انزوای خزان ، باغ عشق را
دیدم به قلب خون غزل ، داغ عشق را
دیدم به حکم خار به گل ها کتک زدند
مهر سکوت بر دهن قاصدک زدند
دیدم لگد به ساقه امید می زنند
شلاق شب به گرده خورشید می زنند
دیدم که گرگ بره ما را دریده است
دیدم خروس ، دهکده را سر بریده است
دیدم هبل ، به جای خدا تکیه کرده بود
دیدم دوباره رونق بازار برده بود
دیدم خدا به غربت خود زار می گریست
در سوگ دین به پهنه رخسار می گریست
دیدم هر آنچه دیدنش اندوه و ماتم است
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
...