Wednesday, February 8, 2017

خلاء تاریخی رهبری، مسأله اساسی و محوری انقلاب 1357 ـ مسعود ر جوی 22بهمن 1364

... راستی که روزهای قیام چه روزهای پر شور و غروری بود. در همه جا همیاری و همکاری مردمی، با فرهنگی بس انگیزاننده و متعالی، در همه جا وحدت و یکپارچگی و همدلی و هماوایی. آری، ایران سراسر لبریز از امید و اعتماد شده بود...
اما افسوس، صد افسوس که مسأله اساسی و محوری، یعنی «مسأله رهبری» حل ناشده بود. خودجوشی عظیم و بسیار ضروری مردمی، به‌خاطر کمبود سطح آگاهی توده‌یی - که خود معلول استبداد نیم قرنی پهلوی بود- به سازمان‌یافتگی بالغ نگردیده بود. یک سازمان انقلابی و مردمی هم که به‌لحاظ تاریخی و اجتماعی شانس پیشرفت و پیروزی در جامعه ایران داشت - یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران- از این پیشتر به دست مشتی فرصت‌طلب چپ‌نما، به سود شاه و جانشین خلفش خمینی، متلاشی شده و هنوز بازسازی نشده بود. از این‌رو، مرزهای بین انقلاب و ضدانقلاب، به‌هیچ‌وجه روشن و تعمیق شده، نبود. چون درعین این‌که عامه مردم می‌دانستند چه چیز را نمی‌خواهند و چه کسی باید سرنگون گردد، اما همگان دقیقاً نمی‌دانستند که چه چیز را می‌خواهند و چه جانشینی با کدام ماهیت و خصوصیاتی بایستی بر سر کار بیاید. 
چنین بود که دزد بزرگ قرن- خمینی دجال- از راه رسید و با استفاده از خلأ تاریخی رهبری، به قافله انقلاب زد. میوه‌چینان و اوباش نوفل‌لوشاتو نیز در التزام «نعلین» بودند و در برابر رهبری نا حق و هژمونی ارتجاعی امامشان، کاسه‌لیسانه سر تعظیم فرود می‌آوردند. اسناد و کتب و مدارک موثق و مستند حاکی از این است که بند و بستهای نو استعماری قویاً در جریان بوده، تا حتی‌المقدور زیرساختهای اقتصادی- اجتماعی دوران شاه، کمتر دست بخورد...

تظاهرات و درگيري جوانان انقلابي در جريان انقلاب ضد سلطنتي

شیخ و شاه، همزاد یکدیگر ـ مسعود رجوی، 22بهمن 1379

سوزاندن عكس شاه خائن و خلفش خميني و خامنه اي توسط جوانان انقلابي

. شیخ و شاه از بابت ارتجاع و واپس‌گرایی، و از بابت مردم‌ستیزی و آزادی‌کشی، همزاد یکدیگرند. شاه می‌گفت سایه خداست و سلطنت موهبتی الهی است که در ابناء ذکور او نسل بعد از نسل، جریان می‌یابد و پسرش هم ولیعهد و ولایت عهد است. شیخ هم روی دست شاه بلند شده و می‌گوید که ولایت و سلطنت مطلقه از آن اوست، ولی خدا، خلیفه پیغمبر و نایب امام زمان است. اگر هم بپرسید خلیفه و نایب برای چی؟ خمینی هم‌چنان‌که در بهمن سال63 تأکید می‌کرد، می‌گوید «خلیفه می‌خواهیم که دست ببرد، حد بزند، رجم (سنگسار) کند». 
حتی بعد از انقلاب ضدسلطنتی هم هنوز در خرداد13588 می‌گفت: «هر کسی که جمهوری  بخواهد دشمن ماست. برای این‌که اسلام را نمی‌خواهد. هر کس که جمهوری دموکراتیک بگوید دشمن ماست»...

No comments:

Post a Comment