رأی من، «سرنگونی»، انتخاب من، «آزادی»
![]() |
| خمینی ملعون یکبار، با وقاحت تمام رو در روی یکصد و اندی سال مبارزه آزادیخواهانه مردم ایران ایستاد و با یک دهنکجی آشکار به روح جنبش مشروطه و انقلاب ضدسطلنتی و خون شهیدان گفت: «رابطه ولیفقیه با مردم از لحاظ حقوقی مانند رابطه قیم با صغار (کودکان) است». او با همان تفکر پوسیده خود افزود: «حکومت که شعبهیی از ولایت مطلقه رسولالله است، یکی از احکام اولیه است و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتی نماز و روزه و حج است. حکومت میتواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است، در مواقعی که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، یکجانبه لغو نماید. حکومت میتواند هر امری را چه عبادی و یا غیرعبادی، که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن، مادامی که چنین است، جلوگیری کند». «لغو یکجانبه قراردادهای شرعی خود حکومت اعم از عبادی یا غیرعبادی» ترجمان قدرت طلبی افسارگسیخته هیولایی به نام ولیفقیه در استبداد مطلقه ولایتفقیه، و مقید نبودن او حتی به قانون خود ساخته است. در این نظام مادون تمدن، دیگر جایی برای مطرح شدن مفاهیم و دستاوردهایی مانند «مردم»، «دموکراسی»، «مشروعیت برآمده از آراء مردم» و... باقی نمیماند. زیرا مردم [با عرض پوزش از پیشگاه خلق قهرمان ایران] ، در این دیدگاه در حکم «صغار» بیش نیستند. این حرف را آخوند علمالهدی بگونه دیگری برجسته کرد و هیچ جای ابهام در این معنا باقی نگذاشت: «مشروعیت نظام جمهوری اسلامی به ولایتفقیه وابسته بوده و در واقع هر نظامی منهای ولایتفقیه طاغوت است. زمانی که مردم به یک رئیسجمهور رأی میدهند، آراء آنها عددهای صفر است و عددی که آن صفرها را معنادار کرده و به آن مشروعیت میدهد تنفیذ ولایت و مقام معظم رهبری است». (1) http://bit.ly/2onDINd |

No comments:
Post a Comment